تبلیغات

پین پول

دیوونه بازی رو عشق است!!! - یکــــ داستان کوتاه و شدیدا دراماتیکـــ...
 
دیوونه بازی رو عشق است!!!
درباره ما



مدیر وب : پدر و دختر

روزی روزگاری یک دانشجویی مهندسی عاشق دختر همکلاسیش میشه بالاخره یک روز به خودش جرات داد و از دختره خاستگاری میکنه. اما دختر خانووم عصبی میشه و درخواست پسره رو رد میکنه  بعدش پسره رو تهدید کرد که اگه دوباره برام مزاحمت ایجاد کنه به حراست میگه.
روزها از پی هم گذشت و دختره واسه پسره داستان ما یک جزوه قرض گرفت و داخلش نوشت:"منم تورو دوس دارم من رو ببخش اگه اون روز رنجوندمت"اگه منو بخشیدی بیا و با هم صحبت کنیم و دیگه ترکم نکن.
ولی پسر دانشجو هیج وقت باش حرف نزد.
چهار سال گذشتو هر دو فارغ التحصیل شدند اما پسر دیگه طرف دختره نرفت...

ادامه داستان در ادامه مطلب..


نتیجه اخلاقی:پسرای مهندسی هیچ وقت لای کتابو جزوه هاشونو باز نمیکنن!!!!!!!!



نوع مطلب : داستان ها و خاطره ها، 
برچسب ها : یک داستان کوتاه و شدیدا درراماتیک، پسرای مهندسی، داستان های غم انگیز و عاشقانه، شکست عشقی،





صفحات جانبی
آمار وب
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
برچسبها
 
 
بالای صفحه
 
به وبمون امتیاز دهید
ابزار و قالب وبلاگبیست تولز

گوگل پلاس