تبلیغات

پین پول

دیوونه بازی رو عشق است!!! - برو بالاتر...
 
دیوونه بازی رو عشق است!!!
درباره ما



مدیر وب : پدر و دختر
شنبه 5 فروردین 1391

میگن رضاخان شبها با ماشین توی خیابون های طهران میگشته
و به امورات نظامی کشور رسیدگی میکرده !

یک شبی که داشته توی خیابون ها گشت می زده می بینه یک 
درجه دار نظامی داره مست و پاتیل توی خیابون تلو تلو میخوره و راه میره , رضاخان به راننده اش میگه وایسا این نظامی را سوار کن ببینم کیه

که با این وضع داره توی خیابون تلو تلو می خوره !

راننده درجه دار را سوار میکنه و میشینه جلو , رضاخان هم عقب نشسته بوده !
رضاخان شروع میکنه سوال کردن و می پرسه:

- سربازی ؟
نظامی : برو بالاتر ...
- گروهبانی ؟
نظامی : برو بالاتر ...
- سروانی ؟
نظامی : برو بالاتر ...
- سرگردی ؟
نظامی : برو بالاتر ...
- سرهنگی ؟
نظامی میگه بزن قدش!

نظامی هم بعد از سوال و جواب رضاخان شروع میکنه به سوال کردن ...

- سربازی ؟
رضاخان : برو بالاتر ...
- گروهبانی ؟
رضاخان : برو بالاتر ...
- سروانی ؟
رضاخان : برو بالاتر ...
- سرگردی ؟
رضاخان : برو بالاتر ...
- سرهنگی ؟
رضاخان : برو بالاتر ...
- تیمساری ؟
رضاخان : برو بالاتر ...
- سپهبد ؟
رضاخان : برو بالاتر ...
- ارتشبدی ؟
رضاخان : برو بالاتر ...
- رضاخانی ؟
رضاخان : بزن قدش !

نظامی فرو میره توی صندلی ماشین و حالا رضاخان می پرسه ...

- ترسیدی ؟
نظامی : برو بالاتر ...
- شاشیدی ؟
نظامی : برو بالاتر ...
- ریدی ؟
نظامی : بزن قدش !




نوع مطلب : داستان ها و خاطره ها، 
برچسب ها :





صفحات جانبی
آمار وب
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
برچسبها
 
 
بالای صفحه
 
به وبمون امتیاز دهید
ابزار و قالب وبلاگبیست تولز

گوگل پلاس