تبلیغات

پین پول

دیوونه بازی رو عشق است!!! - پـَـَـ نــه پـَـَــــ (سری جدید تازه از تنور بیرون اومده)
 
دیوونه بازی رو عشق است!!!
درباره ما



مدیر وب : پدر و دختر


پلیس ماشینو خوابونده .
رفتم خلافی و جریمه دادم،کاراشو کردم،بعد رفتم پارکینگ تحویلش بگیرم.
مسئولش میپرسه: اومدی ماشینو ببری؟؟؟
میگم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ملاقاتش! براش دوتا قوطی بنزین سوپر آوردم تنهایی بش بد نگذره...

دختره تو صف اتوبوس پشت سرم داره مثه .... آدامس می جوئه بر گشتم نیگاش میکنم.... میگه : چیه اعصابت خورد شد؟؟میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه کم ولوم بده بی زحمت تازه داشتم فاز میگرفتم....! 

رفتم مغازه حیوون فروشی (این مغازه ها دقیقا اسمش چیه؟؟ ) ! میگم آقا واسه  مادم، یه جفت می‌خوام ! میگه یعنی‌ نر بدم دیگه ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ در راستای‌ ترویج فرهنگ همجنس گرایی‌ یه مادشو بده ببرم بندازم به جونش! 

نصف شب مامانم حالش خراب شده زنگ زدم اژانس میگه ماشین میخواین ؟؟ 
پـَـَـ نــه پـَـَــــ امشب شب مهتــابه حبیبم رو میخوام !!!

با دوستم رفتیم بیرون پوستر کاندیدا رو دیده میگه اینام نامزد شدن؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ معدل شون 20 شده مدیر مدرسه شون گذاشته همه ببینن، چه بچه های خوبی هستن....

هواپیما داشت سقوط می کرد یارو میگه داره سقوط می کنه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ داره واسه نماز نگه میداره التماس دعا!

دیروز بعد مدتها هوا آفتابی شده بود. سر خیابون بودم داشتم آسمون رو نگاه میکردم که داداشم اومد، میگه : داری آسمون رو نگاه میکنی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ((مای بی بی)) پوشیدم سرمو مثل یه مررررد بالا گرفتم....

داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی جا گذاشتم،
برگشتم خونه. در زدم داداشم در رو بازکرده با تعجب میپرسه
قاسم تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟
میگم : پـَـَـ نــه پـَـَــــ قاسم رسید من دلیـــوریشم...!

تیپ زدم خفن رفتم بیرون ،تو راه یارو با قمه خفتم کرد میگه جیبتو خالی کن هفت تومن تو جیبم بود دادم بهش.
میگه : همین ؟!
میگم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ بیا برات چک بکشم فردا صبح برو بگیر.
با خنده میگه : آهان کاربرد پـَـَـ نــه پـَـَــــ اینجوریه پس.
پولم رو پس داد و رفت .

داداشم لثشو جراحی کرده بود یه چند ساعتی نمی تونست حرف بزنه. را به را می رفتم پیشش می پرسیدم: درد داری؟ رفته بودی دندونپزشکی دیگه؟ دکتره دندونپزشک بود؟ آمپولم زد؟ حالا خوب میشی ؟
افسرده شده از بس که اینهمه موقعیت پـَـَـ نــه پـَـَــــ رو از دست داده..

زﻧﮓ زدم ادارﻩ ﻣﺨﺎﺑﺮات ﺑﻪ خانومِ ﻣﯿﮕﻢ ﺧﺎﻧﻮم ﺑﺒﺨﺸﯿﺪ ﺧﻂ ﺗﻠﻔﻦ ﻣﺎ ﺑﻮق ﻧﻤﯿﺨﻮرﻩ،! 
زﻧﻪ ﻣﯿﮕﻪ ﺧﺮاﺑﻪ؟ 
ﮔﻔﺘﻢ پـَـَـ نــه پـَـَــــ احتمالا ﺳﺮﻣﺎ ﺧﻮردﻩ سینَش درد میکنه، ﺟﯿﺰی ﻧﻤﯿﮕﻪ. 
ﻋﺼﺒﺎﻧﯽ ﺷﺪ ﺑﻬﻢ ﮔﻔﺖ ﻓﺮدا ﺑﺎ ﻣﺪرک ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ ﺑﯿﺎﯾﺪ اﯾﻨﺠﺎ.
ﮔﻔﺘﻢ ﺑﯿـــــــــﺎم ﻣﺨﺎﺑﺮات؟ 
ﮔﻔﺖ پـَـَـ نــه پـَـَــــ ﺑﺮو داروﺧﻮﻧﻪ یه شربت سینه براش بگیر، ایشالا خوب میشه..




نوع مطلب : مطالب کوتاه و طنز، 
برچسب ها :





صفحات جانبی
آمار وب
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
برچسبها
 
 
بالای صفحه
 
به وبمون امتیاز دهید
ابزار و قالب وبلاگبیست تولز

گوگل پلاس